تبلیغات
شـــیــریــن زبــانــی هــا - بی حرف پیش 44
شـــیــریــن زبــانــی هــا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
Image result for ‫یوزارسیف اقتصاد را درست کرد‬‎



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 30 مهر 1397
جمعه 11 آبان 1397 03:58 ب.ظ
عرض سلام ،ادب و احترام
آدینه به خیر

سپاسگزارم
از حضور صمیمی و پرمهرتان

پایدار باشید
معلم :
جمعه 11 آبان 1397 03:58 ب.ظ
تعدادی از پست های شما را خواندم .
لذت و بهره بردم.

موفق باشید بزرگوار
معلم : خوش آمدی.
ممنون..
جمعه 11 آبان 1397 03:55 ب.ظ
عرض سلام ،ادب و احترام
آدینه به خیر

سپاسگزارم
از حضور صمیمی و پرمهرتان

پایدار باشید
معلم : سلام بر شما..
عصر بخیر..
جمعه 11 آبان 1397 02:09 ب.ظ
چشم من یاشما شوربوده .باران شدید.
معلم : گفتم که آفتاب مال خودمون هست..
جمعه 11 آبان 1397 02:04 ب.ظ
. سلام .
. . . و بریده ای از یك غزلم تقدیم شما . .
. شكوه ای رهزن دل از تو فراوان دارم
. كه دل خویش به نزد تو گروگان دارم !
. آن سفر كرده كه از چشم دلم نیست جدا
. داده پیغام كه دل و چشم تو گریان دارم !!
. شعر باید بشود حرف موزون و دلكش
. چه نو و كهنه و نیمدار كه فراوان دارم
. خسرو تمكین كن و گو آنچه كه استادت گفت
. (( شاهم و شاهد و شمع و گل ریحان دارم )) . . شهریار
.............
معلم :
جمعه 11 آبان 1397 01:25 ب.ظ
. سلام .
. شمع شبستان عشق
. آفت پروانه شد
. روی تو زیبا صنم
. آفت خلق جهان !!
. بر دل من عشق تو
. آتش دیرینه شد !!
معلم :
جمعه 11 آبان 1397 11:07 ق.ظ
سلام.خداراشکرهوا ابروآفتابیه.اینم آسمون که میزبان بوشهریهاشدو واسشون نبارید
معلم : سلام بر عمه خانم.
آفتاب رو که خود بوشهری ها با خودشون آوردند..
پنجشنبه 10 آبان 1397 10:56 ب.ظ
سلام.منودرمنگنه ی اخلاقی نذارید.من سپیدرودیم نمیتونم هواتونو داشته باشم.شمایه کاربکن دعاکن باران امشب قطع بشه .برای مادرباران بازی کردن آسونه
معلم : سلام بر عمه خانم..
منگنه اخلاقی نبود.
ما روی مهمان نوازی شما حساب باز کردیم..
پنجشنبه 10 آبان 1397 05:22 ب.ظ
سلام عصر بخیر
معلم : سلام بر شما...
خوبید ؟
چرا کم پیدا شدی ؟
پنجشنبه 10 آبان 1397 02:06 ب.ظ
. سلام .
. تو ندانی كه چرا بی تو ز من بخت گذشت
. آنچه شب ها لب من با لب تو گفت گذشت
. ای پریچهره كجایی كه شب تا به سحر
. من نخفتم و بچشم دل من سخت گذشت
. تو همه خنده و شادی ز سر و رویت ریخت
. سراندیشه من با می مهرتو بسا مست گذشت
. با تو گفتم نشوی بنده عشق كه به سیم ات نخرند
. خسرو از عشق حذر كن كه ز تو بخت گذشت
............. ابیاتی از یك غزلم امید كه مقبول افتد . .
معلم :
پنجشنبه 10 آبان 1397 12:52 ب.ظ
. سلام .
. من
. در قفس عشق
. تو
. همان پرنده ای هستم
. كه فرود آمد
. دانه را دیدم
. و دام را . . . نه !!
معلم : سلام..
پنجشنبه 10 آبان 1397 11:58 ق.ظ
تازگی ها دلم که می گیرد ؛
شال و کلاه می کنم ،
دستِ تنهایی ام را می گیرم ،
به خیابان می روم و تا مقصدِ آرامش و رهایی ؛
قدم می زنم ...
خیلی حسِ خوبی ست ؛
این که بدانی در نهایتِ بی کسی ات هم ؛
خودت را به کسی تحمیل نکرده ای !
معلم :
پنجشنبه 10 آبان 1397 10:36 ق.ظ
سلام.
حالتون خوبه؟
ممنون برا کامنتای قشنگتون.
معلم : سلام.
ممنون از شما...
پنجشنبه 10 آبان 1397 10:30 ق.ظ
سلام روزتون بخیر
تحویل نگرفتم؟ نه والا من فرصتم کم شده ...
در جواب جناب خسرو هم باید بگم من هر وقت بخوام کامنت بذارم همه ی لینکهای وبلاگمو با هم سرمیزنم و‌کامنت میذارم
منظورشون رو متوجه نشدم...
معلم : سلام بر شما..
فکر کردم کلاس گرفتی که کمتر میایی..
چهارشنبه 9 آبان 1397 03:36 ب.ظ
. سلام .
. بریده ای از یك غزلم . امید كه مقبول افتد . .
.
. بی خبر رفتن تو سخت دهد آزارم
. مانده ام منتظرتو ز غم ات بیمارم
. روزگارم همه تار است بیا تا خورشید
. نور خود را به فشاند به سرای تارم
. سبز كن روح مرا با نفس سرشارت
. جزنگاه تو دگردل به چه كس بسپارم !!
.....................
معلم : ممنون...
چهارشنبه 9 آبان 1397 02:55 ب.ظ
. سلام .
. عجب . . عجب . . بنده ناجی دل های شیكسته را در همه ی وبلاگ ها
. دیده ام . . اینجا می گوید . . نبودم . ببخشید
. بانوی ناجی . . . فضولی خیلی بد است . خوب میشم انشاالله
معلم : بدون شرح....
چهارشنبه 9 آبان 1397 02:53 ب.ظ
. سلام .
. من از مراتب و اصول عاشقی سقوط نكرده ام . اما .
. در کوهنوردی و مسافرت با طیاره چرا !!
. گردباد زمانه و تندباد حادثه تاکنون مرا در خود فرو نگرفته و نبرده
، اما باد غرور و خودخواهی چرا . در هیچ دریایی غرق نشده ام
. اما در خیالات و خاطرات تو چرا .
معلم :
چهارشنبه 9 آبان 1397 11:13 ق.ظ
سلام و درود
روزتون بخییر خوبید؟
پست جدیدتون نبودم ...
دقیقا همینطوره وظیفه ی هر حکومتی رفع نیازهای ضروری مردمش هست ... اصلا حکومت برا رفاه و عدالت مردمه که برپا میشه
معلم : سلام بر شما..
میدونم که دیگه تحویل نمی گیری..
خودت میومدی ، زودتر از کامنت می رسیدی.
چهارشنبه 9 آبان 1397 09:40 ق.ظ
سلام ....
به امروز خوش آمدی!
همه چیز تازه است...
هوا تازه! نفس تازه!
عشق تازه! تولدی تازه!
سلام بزرگوار
روزتان سرشار از مهرخدا

معلم : سلام بر شما..
سه شنبه 8 آبان 1397 10:56 ب.ظ
عجب...
کاری نکنید برا همیشه برم.

معلم : حالا قهر نکن..
سه شنبه 8 آبان 1397 09:38 ب.ظ
سلام.
شبتون بخیر.
آخه مگه من بلدم قهر کنم که دنبال آشتی کنون باشم و شیرینیش رو بدم؟
معلم : سلام...
والا تا جایی که حافظه یاری میکنه ، قبلا دوبار خداحافظی کرده بودید..
دو نفر باعث خداحافظی اجباری شما شدند...
حالا هم اگه نمیخوای شیرینی بدید ، حرفی نیست..
بدون شیرینی هم آشتی کنون قبوله..
سه شنبه 8 آبان 1397 06:23 ب.ظ
. سلام .
. اوه . . اوه . . از عصبانیت . . پاسخ شده فقط سلام !! .
. میدانم كه اساتید دانش آموز یاغی خود را از منظر دانایی بیشتر دوست
. میدارند . این است كه ضمن یاغی گری خودم را یك ذره لوس می كنم
. . لطفاً عصبانی نشوید خوب است كه در كلاس نیستم !! وگرنه
. شتلاق . . یكی دوتا هم . خب آقا معلم چگونه.
.2 ملیون نفر سفری كه 30 / 40 تا مرگ و میر كلی مجروح دارد بدون هزینه
. دولت انجام می شود ؟؟ دولت برای كسب وجه برون مرزی و عوام فریبی
. داخلی هزینه می كند . كه نیمی از این هزینه اختلاس می شود
معلم : دیدی حالا...؟؟
شما در جواب سلام عصبانیت می بینی ؟؟
دیدی پیش داوری میکنی بعد منکر میشی ؟
الان گفتی دو میلیون نفر...در سفر دو میلیونی چند نفر مرگ و میر خیلی هم عجیب غریب نیست.
با توجه به اینکه حتی مرگ یک نفر هم از هموطنان زیاد است.بهرحال سفر طولانی و پیاده و مشکلات دیگه
پیرزن و پیرمرد و.....
البته ضمن اینکه در عدد 30- 40 نفر شک دارم.
دو نفر در انفجار انتحاری شهید شدند دوازده نفر هم در تصادف ون و اتوبوس..
دولت برای اختلاس نیاز به بهانه اربعین ندارد....
سه شنبه 8 آبان 1397 05:15 ب.ظ
. سلام .
. بنا بود ننویسید . بعد می نویسید (( آن هایی كه باید بفهمند فهمیدند))
. چه چیزی را فهمیدند . دویست تُن دارو را چگونه فهمیدند . آیا
. به قول شما مردم دویست دارو آوردند اگر نمیدانید بدانید شخصی از همین
. پیاده روی ها كُلی ثروت اندوخته . این پیاده روی ها خیلی برای پیاده
. رونده ها سود دارد . بخدا مجبور نیستید از چیزی كه اطلاع ندارید
. دفاع كنید و بنویسید اسلام را زنده نگه داشته . هیچ ماهی . هیچ
. نامی . هیچ انسانی قادر به میراندن و زنده نگه داشتن آخرین
. و برترین دین خدا نیست . لطفاً حرف های تكراری آخوندها را تكرار
. نكنید . دینی كه جان و جهان آفرین بوجود آورده متكی به هیچ چیزی نیست
. باز هم بنویسید آن ها باید بفهمند فهمیدند . قطره ای جستجو
. تا هزینه های پیاده روی را متوجه شوید
معلم : سلام.....
سه شنبه 8 آبان 1397 04:05 ب.ظ
. سلام .
. اصن نمره ای نمی آورید . من هم گفتم چیزی نصیب نكبت ها
. می شود من از فسادهای آینده گفته ام . نوشته اید اسلام را زنده نگه
. داشته . می نویسم نكبت ها را زنده نگه داشته اگر نمیدانید
. مجبور نیستید از خودتان داستان بسازید . آمبولانس ها تریلی ها
.آشپزها وانت نیسان 1000 بی شماره برای حمل مواد غذایی كپسول ها بلند
. و بی شماره برای سوخت و پخت و پزو بیش از دویست تُن دارو . . خب
. آقا معلم لطفاً برای این كامنت پاسخ ننویسید . بگذار بگذریم
معلم : خودم هم به این نتیجه رسیدم که چیزی ننویسم بهتره.
اونهایی که باید بفهمند ، فهمیدند.
سه شنبه 8 آبان 1397 03:00 ب.ظ
. سلام .
. پاسخی برای پاسخ شما به بنده سطر به سطر و با تاكید . دقت كنید
. نگفته ام تكذیب كرده اید !! نوشته ام ( اگر تكذیب كنید ) 1 اشتباه شما
. مشكل من با آخوندها . این كه گنه نیست چه روز و چه شب . 2 اشتباه ازشما
. مشكل من با اربعین . با اربعین ؟؟؟؟!!! سومین اشتباه شما
. با استفاده ابزاری از احساسات مردم مخالفم ضمن این كه زلزله زدگان
. هنوز در چادر زندگی می كنند . آن وقت چندین میلیارد هزینه یك حركت
. تبلیغی كه در كنارش چندین میلیارد هم نصیب نكبت ها می شود
. هزینه ای كه بودجه باید برایش در نظر گرفت . ضمن این كه رد و بدل
. شماره ی گوشی ها بعدها منجر به تولید فسادها و شرارت ها می شود
. چندمین اشتباه شما ؟؟ نوشته اید مشكل من با ساخت ضریح .
. كی ؟؟ كجا ؟؟ چه نوشته ام ؟؟ برای كدامین وبگاه ؟؟ نوشته اید
. مشكل من با كورش .پست جدیدم را بخوانید
. این اشتباه شما روی بقیه اشتباهات تان را سفید كرده چه جور هممممممم
. بعد هم بدون مقدمه رفته اید سر عدم فرهنگ در زمینه ها و عرصه های
. مختلف كه چه ارتباطی با من و نوشته ی من دارد ؟؟؟؟ شما را بخدا
. در پاسخ این كامنت با كلمات بازی نكنید كه میدانید خالق كلمات هستم
معلم : سلام
مدارک همه نوشته ها موجود هست...اما بی خیال..
در اینکه خالق کلمات هستی شکی نیست. استاد سفسطه هم هستی.
در همین کامنت نوشته ای با استفاده ابزاری از احساسات مردم مخالفی. در حالی که هنوز مردم
زلزله زده در چادر زندگی می کنند. آنوقت چندین میلیارد هزینه حرکت تبلیغی می شود.
آقا خسرو...این حرکت بقول شما تبلیغی از شعائر دین است..همین حرکت که الان بازتاب جهانی دارد
اسلام را زنده نگه داشته. ضمن اینکه اتفاقا پیاده روی اربعین کمترین هزینه را دارد. همه هزینه ها خود
مردم پرداخت می کنند..همان مردمی که در زلزله به یاری زلزله زدگان شتافتند.
تا حالا ریالی از جیب شما برای حرکت تبلیغی هزینه شده ؟؟؟
اگر هم مطمئن هستی از حق زن و بچه های شما هزینه شده فوری اعلام کن که امام حسین هم راضی نیست.
آقا خسرو...کی دولت برای اربعین بودجه جداگانه در نظر گرفته؟؟؟
مثل اینکه الحمدلله دولت روحانی از اربعین هم درآمد زایی داشته.
سر ملت بیچاره کلاه گذاشت. پول بعضی ها را در ایران تحویل گرفته که در عراق
دینار ارزان تحویل دهد. در حالی که دینار به همان قیمت رایج تحویل داده.
احتمالا کلیپ سوراخ های تعبیه شده در دیوار را برای مبادله ارز دیده ای.
آقا خسرو..من با کلمات بازی نمی کنم. به گفته خودتان ، شما هستی که خالق کلمات هستی.
منم مثل شما با استفاده ابزاری از احساسات مردم مخالفم. ولی اربعین بازی با احساسات نیست.
سه شنبه 8 آبان 1397 02:24 ب.ظ
. سلام .
. در قفس مانده ام و راه بجایی نبرم
. پَرو بالم بشكست بس كه پَر و بال زدم
. شاخه و غنچه و گل گوش به قول و غزلم
. باغبانا تو ندانی كه چرا شاخه شد اینك قفسم
. دامن سبز چمن سرخ ز خون گل سرخ
. به نسیم سحرم گو كه این باغ چنین می كُشدم
.
.... ابیاتی چند از یك غزلم . امید كه مقبول افتد
....................
معلم : ممنون..
سه شنبه 8 آبان 1397 12:49 ب.ظ
سلام وب سایت معلولیت محدودیت نیست (شعرهای شاعری توانمند) با یک مطلب با عنوان قصه خوش قولی و بدقولی در داشتن موتور چهار چرخ آپ شدتشریف بیارید
معلم : سلام سید...
سه شنبه 8 آبان 1397 12:14 ب.ظ
. سلام .
. پس شما میدانید كه پسر و دختر به بهانه كورش میرقصند . خب در
. پیاده روی نمیدانید چه اتفاقاتی رخ میدهد . چه آشنایی هایی كه شماره ی
. گوشی رد و بدل می شود بین مردان و زنان و دختران و پسران . . درهم !!
. اگر این سخن بنده را تكذیب كنید بمعنای در افتادن بدامان تعصب است
معلم : آقا خسرو...
من کی تکذیب کردم ؟؟؟
همیشه حرفهای شما را تایید کرده ام. ولی شما تندروی می کنید.
مثلا مشکل شما با آخوند ها...
مثلا مشکل شما با اربعین...
مثلا مشکل شما با ساخت ضریح...
الان هم با کورش...
مگه نشنیده ای که می گویند داشتم داشتم حساب نیست ، دارم دارم حساب است..
فرهنگ دو هزار ساله رو ول کن...
الان چقدر فرهنگ داریم ؟:
فرهنگ شهرنشینی داریم ؟ فرهنگ آپارتمان نشینی داریم ؟ فرهنگ استفاده از محیط زیست داریم ؟
فرهنگ دیدن فوتبال در استادیوم داریم ؟فرهنگ خرید کردن داریم ؟
فرهنگ تکریم ارباب رجوع در ادارات داریم ؟؟
از پیاده رو ها هم خبر دارم...همه مشکلات از ورود فرهنگ غرب است..
سه شنبه 8 آبان 1397 12:10 ب.ظ

امروز ، حق مظلوم را می خورند ،
فردا ، در عزایِ حسین سینه می زنند و برای مظلومیتش گریه می کنند !
امروز ، بانیِ فساد و فقر و فلاکت می شوند ،
فردا بانیِ سفره های محرم !
امروز دل می شکنند ، و تا سرحدِ جنون ، بی انصافی می کنند ،
فردا با چه آب و تابی از حسین و انصاف و آزادگی اش می گویند و چشم و دل هایِ خسته و بیقرار را می گریانند
محرم که تمام شد ؛ روز از نو ، و بی انصافی هایشان از نو ...
قرار بود این حادثه ، در یادها بماند تا مبادا ظلم و ستم ، تکرار شود
قرار نبود این واقعه و روایتش ، سفره ی پر رونقی باشد برایِ اهالیِ ریا و تزویر !
قرار نبود ، کارِ دنیایمان به اینجا بکشد !
عده ای بگریند و عده ای بگریانند ،
عده ای بزنند و عده ای تماشا کنند ،
عده ای ببرند و عده ای بخورند ،
و لابلایِ این تکرارها ، اوضاعمان هر ثانیه وخیم تر شود !

ما راه را اشتباه رفته ایم ،
اگر به جایِ عزاداری ، پیروی می کردیم
جیبِ ستمکاران هر روز پر تر ،
و سفره ی قشرِ مظلوم ، هر ثانیه خالی تر نمی شد !
اگر به جای تظاهر و تعصب ، عمل می کردیم
سایه ی بی عدالتی ، انقدر گسترده نمی شد
حسین ، برایِ روشنگری رفته بود ، نه برایِ اعلامِ مظلومیت !!!
افسوس ...
ما مدت هاست که اصلِ مطلب را باخته ایم ...

کاش ، در این روزها
کمی انسانیت را فریاد می زدیم ...
کاش کمی شعورِ حسینی داشتیم ...
سه شنبه 8 آبان 1397 12:10 ب.ظ

امروز ، حق مظلوم را می خورند ،
فردا ، در عزایِ حسین سینه می زنند و برای مظلومیتش گریه می کنند !
امروز ، بانیِ فساد و فقر و فلاکت می شوند ،
فردا بانیِ سفره های محرم !
امروز دل می شکنند ، و تا سرحدِ جنون ، بی انصافی می کنند ،
فردا با چه آب و تابی از حسین و انصاف و آزادگی اش می گویند و چشم و دل هایِ خسته و بیقرار را می گریانند
محرم که تمام شد ؛ روز از نو ، و بی انصافی هایشان از نو ...
قرار بود این حادثه ، در یادها بماند تا مبادا ظلم و ستم ، تکرار شود
قرار نبود این واقعه و روایتش ، سفره ی پر رونقی باشد برایِ اهالیِ ریا و تزویر !
قرار نبود ، کارِ دنیایمان به اینجا بکشد !
عده ای بگریند و عده ای بگریانند ،
عده ای بزنند و عده ای تماشا کنند ،
عده ای ببرند و عده ای بخورند ،
و لابلایِ این تکرارها ، اوضاعمان هر ثانیه وخیم تر شود !

ما راه را اشتباه رفته ایم ،
اگر به جایِ عزاداری ، پیروی می کردیم
جیبِ ستمکاران هر روز پر تر ،
و سفره ی قشرِ مظلوم ، هر ثانیه خالی تر نمی شد !
اگر به جای تظاهر و تعصب ، عمل می کردیم
سایه ی بی عدالتی ، انقدر گسترده نمی شد
حسین ، برایِ روشنگری رفته بود ، نه برایِ اعلامِ مظلومیت !!!
افسوس ...
ما مدت هاست که اصلِ مطلب را باخته ایم ...

کاش ، در این روزها
کمی انسانیت را فریاد می زدیم ...
کاش کمی شعورِ حسینی داشتیم ...
معلم : شور بدون شعور همینه..


نمایش نظرات 1 تا 30



آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
...
...