شـــیــریــن زبــانــی هــا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
نتیجه تصویری برای خیرات برای مردگان
مادرش زولبیا دوست داشت و پدرش بامیه ...

نیم کیلو بامیه خرید و نیم کیلو زولبیا و رفت خانه ، کلید انداخت ، در را باز کرد و رفت سمت آشپزخانه و

وسایل سفره افطار را آماده کرد ، همه چیز را سر جایش گذاشت ...

زولبیا، بامیه ، پنیر، نان، سبزی و گردو...

نشست سر سفره ، دو قاب عکس را آورد !

یکی کنار زولبیا و دیگری کنار بامیه...







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 1 خرداد 1397
پنجشنبه 17 خرداد 1397 01:30 ب.ظ

رنگی ریخت که نباید بود!
طرحی شد، که نباید ریخت.
و گل های یاس و آتشین و ناز
نیلوفری، دمساز
از سنگ و آب خاست
از نقش ناساز
حالا دشت خراسانی دل انگیز است
اینک دنیای شب رنگی است
و چشمه ی جوشان مهرم
آغشته با خونی غم انگیز است
حالا مشهد چراغانیست
و سهم آب اکنون
اشک است و افسوس و غم و رنج و پریشانی است.



فیروزه سعادت یار
معلم :
چهارشنبه 16 خرداد 1397 10:42 ب.ظ
سلام برعلےشیرخدا
سلام برعدالتش
سلام برمردانگےوغیرتش
سلام برشب زنده داریهایش
سلام برشجاعت،مظلومیت
وصداقتش

سلام برفرزندانش
سلام به شمادوستداران علی(ع)
شهادت جانسوزامام علی
تسلیت باد

معلم : بر شما هم تسلیت باد...
چهارشنبه 16 خرداد 1397 10:42 ب.ظ
سلام بزرگوار ممنون از حضورتان ...
معلم : سلام بر شما...
جمعه 11 خرداد 1397 11:24 ب.ظ
سلام
طاعات و عبادات قبول
معلم : سلام بر شما
از شما هم قبول باشه..
جمعه 11 خرداد 1397 06:21 ب.ظ
ممنون از لطف تون،
ایشالا خدا خودش رحم کنه.
معلم :
جمعه 11 خرداد 1397 05:51 ب.ظ
بااجازه تون
مو رفتوم
معلم : تا فردا
جمعه 11 خرداد 1397 05:25 ب.ظ
خانومهای محترم وقتی با مرد خرید میروید حتما موارد زیر را رعایت کنید

مرد دامنه تمرکزوحوصله اش در خرید 20 دقیقه است
پس چه کنیم با مرد خرید خوب داشته باشیم؟باید حدود و نوع خرید و اینکه چرا میخواهید بخرید و اینکه چقدر هزینه اش است را بر مرد معلوم کنید
مثلا: سه شنبه تولد خواهرمه من میخواهم بروم مجتمع پارک میخواهم برایش یک بلوز 6 تومانی بخرم
شوهرتان خیلی راغبتر و شوق خیلی بیشتر با شما خواهد امد
ولی بازهم حوصله مرد بیش از 20 دقیقه نیست
حال اگر بیشتراز بیست دقیقه شدانگار دارید مرد را میکشید پس مرد را ازاد بگذارید
مثلا بگویید عزیزم برو تو ماشین بخواب یا برو تو پارک قدم بزن
معلم : والااااااااااا
جمعه 11 خرداد 1397 05:14 ب.ظ
پدر و مادر آگاه، برای تربیت بهتر
چشمان خود را بر روی
شیطنت کودک،
لجبازی،
تندی و.. میبندند
و خطاهای او را نادیده می گیرند.
نیمی از تربیت نادیده گرفتن است.
معلم :
جمعه 11 خرداد 1397 05:10 ب.ظ
شرکت نایک از ترس ترامپ به بازیکنان تیم ملی ایران کفش نمی‌دهد
معلم : جهنننننننندم...
جمعه 11 خرداد 1397 05:08 ب.ظ
خانوما بدترین چیز برای یه مرد اینه که بگه فلان چیز رو بخریم و ما بگیم نه!!

این غرور و حس تامین مرد رومیشکنه.
ما قصدمون دلسوزیه اما مرد رو از داشتن حس تامین محروم کردیم

مرد اگر برای زنی خرج کنه و اون زن هم خوشحال بشه اون مرد به اوج لذت میرسه

مرد واسه تامین کردن ساخته شده ذاتش و آفرینشش همینه ،اگر قناعت کنی و نخوای، با آفرینشش مخالفت کردی و از بین بردیش
مردهایی که خرج میکنن واسه زنشون بیشتر هم هواشو دارن


اگه شما نخواید یکی دیگه مثل مادر و خواهر و ...میخواد و شوهرتون با کله براش تهیه میکنه
چون ذاتش اینه...
پس از شوهرتون بخواید حتی اگه نتونه اون لحظه بخره ،اما ازش بخواید اونوقت ذهنش درگیر تهیه اون هست،اگر هم نتونه تهیه کنه خودش رو مدیون شما خواهد دونست
معلم : اگه نتونه برای همسرشون تهیه کنه ، برای بقیه هم تهیه نمیکنه..
جمعه 11 خرداد 1397 04:49 ب.ظ
نبینم غمت ناجی خانم
هزار تا هم یه کامنت ارسال بشه عیبی نداره
مهم اینه این پست تاشنبه تکون تکون نمی خوره
حاجی یه تکون
معلم : پست بعد مناسبتی است...هنوز زوده.
برای فردا صبح تنظیم شده که فعال میشه
جمعه 11 خرداد 1397 04:36 ب.ظ
یه داستان ترسناک بگم و رد شم؛
یه خونه 50متری تو جنوب تهران با قیمتی هر مترمربع چهارمیلیون و پونصد هزار تومن، 225میلیون قیمت داره!
یه خانواده کارگری باحقوق یک میلیون و پونصد هزار تومن اگر هیچ خرجی نداشته باشه، باید 201ماه صبرکنه تا صاحبخونه بشه
به عبارتی 16سال بعد!!
معلم : داستان نبود ، واقعیت بود..
جمعه 11 خرداد 1397 04:28 ب.ظ
طاهره صورت مبارکمم خوبه خخخ آقا معلم اصلا نیمه ماه مبارک شده انگار تموووووم... خوبه تعطییییلن اگه قرار بود مدرسه برن چی میشد میهن بلاگ عمدا نظرات رو چندتا کپی میکنه
معلم : من با میهن قرارداد دارم..
جمعه 11 خرداد 1397 04:26 ب.ظ
چندی پیش که رفتم وام بگیرم مسوولش گفت به ازای هر 5 میلیون تومن یه ضامن باید بیاری.
با خودم حساب کردم دیدم اون آقای عزیز که 65 هزار میلیارد تومن وام گرفته، 13 میلیون ضامن نیاز داره! خب این تعداد کارمند در کشور ما نیست. بنابراین برای تکمیل کادر ضامنهاش باید از کارمندهای کشورهای افغانستان،پاکستان، سوریه، عراق و تاجیکستان کمک بگیره.
بعد حساب کردم دیدم اگه بانک بخواد برای این ضامنها پرونده تشکیل بده، هر ضامن اگه مدارک و فرمهاش 10 صفحه بشه، کل صفحات پرونده ش میشه 130 میلیون صفحه کاغذ A4، که برای بایگانی این تعداد پرونده و کاغذ نیاز به یک مجتمع چند طبقه ست.
خداییش خیلی دلم بحال بانک سوخت!
تازه فهمیدم چرا بانک ها واسه رقمای بزرگ ضامن نمیگیرن...!
معلم : آفرین...
بشین حساب کتاب کن تا خیلی چیزها رو بفهمی..
جمعه 11 خرداد 1397 04:25 ب.ظ
بابام میگه:خجالت بکش

ناپلئون سن تو بود شاگرد اول کلاس بود.

بعد من گفتم:

بابا ناپلئون به سن شما بود امپراطور بود.
.
.

.
.
.

هیچی دیگه

الان تو آشغالی سر کوچمون خوابیدم

گربه ها سلام میرسونن
معلم : هزار بار گفتم ماه رمضان سربسر بابا نذار..
جمعه 11 خرداد 1397 04:14 ب.ظ
سنجابها تنها حیواناتى هستند که براى محبت به هم گل میدهند
معلم : بعضی انسانها هم....
جمعه 11 خرداد 1397 04:10 ب.ظ
مشکل؟؟
نه بابا
الان این قانون 100 تایی هست
که هی کامنت میدم بلکه یه تکونی بخوره
دریغ از یه پهلو به پهلو شدن
به قول آبجی مهندس
زخم بستر گرفته این پست


خوابی آقا معلم؟؟
روزه بدجور بردتت هاااااا
معلم : بیدارم...
جمعه 11 خرداد 1397 04:02 ب.ظ
آره متوجه شدم، گفتم به روتون نیارم اونم تو گرماااای بوشهر...هی خدا

جمعه 11 خرداد 1397 04:01 ب.ظ
آره متوجه شدم، گفتم به روتون نیارم اونم تو گرماااای بوشهر...هی خدا

معلم : منظورم همه بود بجز خودم..
جمعه 11 خرداد 1397 03:58 ب.ظ
سلام بر مردم آزار مظلوم خخخخ
صورت ماه مبارکت خوبس؟

اتفاقا آقا معلم عجیب روزه و خواب برده
قبلنا یه تکونی میخورد خخخخخخ

ناجی خانم
این بمیرم برات یعنی چه؟
معلم : الان صاحبش میاد جوابت میده..
الان مشکل تکون خوردن منه ؟؟
جمعه 11 خرداد 1397 03:35 ب.ظ
https://hw15.asset.aparat.com/aparat-video/9555f26627abf1a9bbe3fe40a49a41656776564-720p__81433.mp4
معلم :
جمعه 11 خرداد 1397 02:53 ب.ظ
سلام روزتون بخیر و طاعات و عبادات قبول.‌‌..طاهره بمیرم برات چقد متنای فلسفی و روانشناسی گذاشتی ...امروز جمعست گمونم خوابن همه
معلم : سلام......زیلرت قبول.......
روزه همه رو برده..
جمعه 11 خرداد 1397 02:03 ب.ظ
وقتی مردخسته از کار به خانه برمی‌گردد؛ به آرامش نیاز دارد و
ممکن است برای فراموش کردن #مشکلات، اخبارگوش کندیاروزنامه بخواند. این کار را بی‌اعتنایی به خودتلقی نکنید!


قابل توجه خانم ها
معلم :
جمعه 11 خرداد 1397 01:56 ب.ظ
شاگردی از استاد خود پرسید: اصولا منطق چیست؟!
معلم کمی فکر کرد و جواب داد: گوش کنید، مثالی می زنم. دو مرد پیش من می آیند، یکی تمیز و دیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند
شما فکر می کنید کدام یک این کار را انجام دهند؟

هر دو شاگرد یک زبان جواب دادند: خب مسلما کثیفه!
معلم گفت: نه، تمیزه! چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمی داند؛ پس چه کسی حمام می کند؟
حالا پسرها می گویند: تمیزه!
معلم جواب داد : نه، کثیفه، چون او به حمام احتیاج دارد!

و سپس دوباره پرسید: خب، پس کدامیک از مهمانان من حمام می‌کنند؟
یک بار دیگر شاگردها گفتند: کثیفه؟!
معلم دوباره گفت : نه، البته که هر دو! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد .

خب بالاخره کی حمام می گیرد ؟ بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو!
معلم بار دیگر توضیح می دهد: نه، هیچ کدام! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!

شاگردان با اعتراض گفتند: بله درسته، ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم ؟ هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است!

معلم در پاسخ گفت: خب پس متوجه شدید، این یعنی منطق و از دیدگاه هر کس متفاوت است!
معلم :
جمعه 11 خرداد 1397 01:51 ب.ظ
به جای خاراندن شدید ، محل خارش را محکم بفشارید. فشار دادن محل خارش در بدن بجای خاریدن آن بهترین روش برای درمان خارش است
معلم :
جمعه 11 خرداد 1397 01:49 ب.ظ
شما چه جوری تو پیاز وابلیمو ، مرغ می خوابونین








من هرکاری میکنم فرار میکنه
معلم : شاید پیاز و آبلیمو هاش تقلبیه..
جمعه 11 خرداد 1397 01:47 ب.ظ
مردی داخل بقالی محله شد ، و از بقال پرسید که قیمت موزها چقدر است؟

بقال گفت : شش هزار تومان و سیب هشت هزار تومان ...
در این لحظه زنی وارد مغازه شد که بقال او را می شناخت ، و اونیز در همان منطقه سکونت داشت .
زن نیز قیمت موز و سیبها را پرسید و مرد جواب داد :
موز کیلویی دو هزار تومان و سیب سه هزار تومان ..
زن گفت : الحمدلله
و میوه ها را خواست .. مرد که هنوز آنجا بود از کار بقال تعجب کرد وخشمگینانه نگاهی به بقال انداخت و خواست با او درگیر شود که جریان چیست ... که مرد بقال چشمکی به او زد تا دست نگه دارد و صبر کند تا زن از آنجا برود ..
بقال میوه ها را به زن داد و زن باخوشحالی گفت الحمدلله بچه هایم میوه خواهند خورد و از آنجا رفت ، هردو مرد شنیدند که چگونه آن زن خدا را شکر می کرد ..
مرد بقال روبه مرد مشتری کرد و گفت : به خدا قسم من تو را گول نمی زنم بلکه این زن چهار تا یتیم دارد ، و از هیچ کس کمکی دریافت نمی کند ، و هرگاه می گویم میوه یا هرچه می خواهد مجانی ببرد ناراحت می شود ، اما من دوست دارم به او کمکی کرده باشم و اجری ببرم برای همین قیمت میوه ها را ارزان می گویم ..من با خداوند معامله می کنم و باید رضایت او را جلب کنم . این زن هر هفته یک بار به اینجا می آید به الله قسم و باز به الله قسم هربار که این زن ازمن خرید می کند من آن روز چندین برابر روزهای دیگر سود می برم در حالیکه نمی دانم چگونه چنین می شود و این پولها چگونه به من می رسد ...
وقتی بقال چنین گفت ، اشک از چشمان مرد مشتری سرازیر شد و پیشانی بقال را به خاطر کار زیبایش بوسید ...
هرگونه که قرض دهی همانگونه پس می گیری .
معلم :
جمعه 11 خرداد 1397 01:44 ب.ظ
دستشُ خاروند گفت آهان مثل اینکه قرار پول بیاد دستم
یکم بعد پاشُ خاروند گفت مثل اینکه قراره مسافرت برم
بعدش گوشش خاروند گفت یکی داره پشت سرم حرف میزنه..







خلاصش کنم براتون که به همچی اعتقاد داشت الا حموم
معلم :
جمعه 11 خرداد 1397 12:45 ب.ظ
https://iqfa.ir/?rid=30636
معلم :
جمعه 11 خرداد 1397 12:29 ب.ظ
سلام
خوبین؟
رو براهین؟
رو به رشدین؟
سلامتین؟
معلم : سلام..
ممنون..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30



آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
...
...