شـــیــریــن زبــانــی هــا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
نتیجه تصویری برای شیر آب
واژه ترکیبی “شیر آب” و شیرآلات که امروزه بسیار در زبان فارسی کاربرد دارد، با توجه به پیدایش برخی واژه‌ها

و عبارات در فرهنگ شفاهی تاریخچه آن بدرستی مشخص نیست، با این حال برخی اعتقاد دارند«شیر آب»

به این علت شیر گفته می شود که در گذشته، بر سر لوله آب برخی چشمه ها، مجسمه‌ی کوچکی از سر شیر بوده است.

 بعدها به جای «شیر آب»، در محاورات روزمره کلمه «شیر» را به تنهایی استفاده می کنیم.

در این زمینه داستانی است که صحت آن مشخص نیست و با این حال به این صورت نقل می شود ؛

در شهر تهران تنها سه قنات وجود داشت که آن هم متعلق به سه ارباب تهرانی بود. یکی از این قنات‌ها

که به سرچشمه معروف بوده است، متعلق به اربابی بود که بچه‌دار نمی‌شد. این فرد نذر کرد،

اگر صاحب فرزندی شود، برای تهرانی‌ها آب لوله‌کشی فراهم کند. پس از مدتی او صاحب فرزند شد

و برای ادای نذرش مهندسانی از کشور اتریش برای لوله کشی آب استخدام کرد.

 در برخی کشورها مجسمه سر حیوان بگونه ای مقدس شمرده  می شود، در اتریش، بر سر خروجی آب،

سردیسی از شیر نصب کرده بودند، پس بر سر چشمه آبی که برای مردم فراهم کرده‌ بود، سر شیری قرار دادند

و مردم هر وقت برای برداشتن آب به آنجا می‌رفتند، می‌گفتند: رفتیم از سر شیر آب بیاوردیم!

پس از اینکه انسان دریافت که پر کردن ظرف و مَشک آب از آبشارها آسانتر از چشمه است، به فکر ساختن آبشار

از چشمه ها افتاد و با تغییر مسیر آب آنرا به جایی برد تا بتواند از ارتفاعی فرو بریزد سپس برای جلوگیری از فرسایش

سنگی را سوراخ کرد و در محل ریزش آب قرار داد بعد افراد با ذوق این سنگ را به شکل مجسمه ی شیری تراشیدند

که آب از دهان آن فرو میریخت . از این ایده در بسیاری جاها استفاده شد آنقدر که مردم به خاطر شکل آن نام شیر بر روی

این آبریز گذاشتند . این شیر ابتدا قطع کن نداشت و آب مدام از آن میریخت ولی بعدها تکامل یافت و در اشکال

و اندازه های مختلف و کاربردهای گوناگون و ویژگی های متناسب با نیاز ساخته شد اما همچنان نام شیر برای انواع آن حفظ شد.

پی نوشت: وجه تشابه هر دو نقل، با وجود تفاوتهایی که دارند، این است که در قدیم مردم آب را واقعا از «سر شیر» می‌آوردند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 19 دی 1396
چهارشنبه 27 دی 1396 01:43 ق.ظ
ممنون
معلم : خواهش میکنم...
سه شنبه 26 دی 1396 09:48 ب.ظ
سلام وب سایت معلولیت محدودیت نیست(شعرهای شاعری توانمند)بایک شعربه نام اما این بار سانچی سوخت و غرق گشت در پایان این شعر اشک من جاری بودآپ شدتشریف بیارید
معلم : سلام.
میام...
سه شنبه 26 دی 1396 08:52 ب.ظ
سلام بر داداش معلم گل.. خوبید؟؟ هیچی دیگه من اومدم... لینک شدید
معلم : سلام بر شما..
خبرررررررر دااااااار..
ممنون...
سه شنبه 26 دی 1396 08:15 ب.ظ
ماشالا شمام زود تایید میکنین هااااا.امروز دارم راجع به مطلبی در فضای مجازی تحقیق میکنم اینه که تند تند دارم سر میزنم ب وبتون و عایا این موضوع شمارا ناراحت کردهههههههه.

بابا همین پست قبلی تو شعری که گذاشتین هاج زنبور عسل و غیره خو من اونارم ندیدم حتی.سنم قد نمیداده اونزموناخو اونا برنامه کودکن دیگه.
معلم : من همیشه آنلاین هستم..
شما نسل بعد از جنگ هستید دیگه..
سه شنبه 26 دی 1396 08:14 ب.ظ
اجازه؟
مقاله که هیچ
پایان نامه ش نوشتند
بیخیال
بعد3بهمن باید بگردم دنبال موضوع..
معلم : درباره میوه های یخی و زودرس زورکی بنویس.
سه شنبه 26 دی 1396 08:00 ب.ظ
وجدان کاری کارمندان؟
موضوعش کلی هست یا جرئی؟
عالیه به نظرم
خدا کنه این موضوع کسی مقاله ش نکرده باشه
معلم : اینکه چند درصد کارمندان وجدان کاری دارند
آنهایی که دارند چرا دارند و آنهایی که ندارند چرا ندارند ؟
فقر در وجدان کاری تاثیر دارد یا خیر ؟
تربیت خانوادگی در وجدان کاری تاثیر دارد یا خیر ؟
اکرام و احترام ارباب رجوع حفظ میشه یا نه ؟
سه شنبه 26 دی 1396 07:43 ب.ظ
آقووووووی معلم
مجری که دیدم عموپورنگ نبووووووووود
اسم اون برنامه رو سرچ کردددددددم.برنامه یادگاری مجریشم آقای مسعود فروتن بودن.بیا آ.حالا دیدین خط فکریمون برنامه کودک نیس؟؟؟
من اگه برنامه کودک بین بودم که اونایی که نوشته بودین تو پست قبلی رو یادم میومد خوووووو
معلم : پست های قبل در مورد کودک نیست
امروز ناپرهیزی کردی هاااا...دو بار اومدی وب من
سه شنبه 26 دی 1396 06:52 ب.ظ
نیاز به کار داره
موضوعات معرفی شده شما زمان بره و درگیری فکری با تحلیل و چینش همراه
مغزم امروز هنگه
سلام مجدد
معلم : سلام
درباره وجدان کاری کارمندان مطلب بنویس.
فکر نکنم تا حالا کسی نوشته باشه.
سه شنبه 26 دی 1396 06:40 ب.ظ
شراب شوق می نوشم به گرد یار می گردم
سخن مستانه می گویم ولی هوشیار می گردم

گهی خندم گهی گریم گهی افتم گهی خیزم
مسیحا در دلم پیدا و من بیمار می گردم

معلم :
سه شنبه 26 دی 1396 06:40 ب.ظ
سلام دوست گرامی وقت شما بخیر
کامنتی در وب آزادی در قفس فرموده اید که حرفهایی مبنی براینکه موشک به کشتی سانچی برخودر کرده بود، لازم دانسته که خدمت شما عرض کنم برخورد موشک با کشتی بهیچ عنوان صحت ندارد ونخواهد داشت . امروز یه کلیپ از طریق تلگرام به دستم رسید که حاکی از آن دارد زمان برخورد کشتی به سانچی هیچگونه آتش سوزی رخ نداده حال بعد ازچندین دقیقه آتش سوزی رخ داده و گسترش پیدا نموده خود جای سوال بوده.
باید نشست و منتظر بررسی جعبه سیاه آن باشیم . آنهم اگر واقعیت رو بیان کنند.
معلم : سلام بر شما
منم قطعی نگفتم موشک برخورد کرده ، گفتم شایعه شده.
اون کلیپ رو منم دیدم. ضمنا از شبکه خبر نشست وزیر رو هم دیدم
میگفت کشتی های نفتکش دو جداره هستند.قطر این کشتی ها حداقل دو
متر است..
یه سوال..
اون کشتی چینی فله بر جنسش از چی بوده که پس از برخورد با
نفتکش دو متر وارد نفتکش شده و اون رو سوراخ کرده در حالی که
خودش چیزیش نشده ؟؟
سه شنبه 26 دی 1396 05:04 ب.ظ
سلام آقای معلم.
من چند سال پیش فکر کنم تو یه برنامه که الان یادم نیست اسمشو ،درمورد قدیما حرف میزد،قضیه این شیر آب رو دیدم.خیلیییییی جالب بود.
این توضیحی که دادین رو اون اقای مجری هم گفت و خیلی چیزای دیگه.
گاهی اوقات دست رو مطالب خوبییییی میزارین خوووووووب.
معلم : سلام خاتون...
دیر میایی ولی وقتی میایی خووووب تعریف میکنی خوووب..
فکر کنم توی برنامه کودک دیدی..
یا عمو پورنگ توضیح داده یا خاله شادونه..
سه شنبه 26 دی 1396 05:00 ب.ظ
بااجازه تون
شب خوش
معلم : عصر بخیر..
سه شنبه 26 دی 1396 04:58 ب.ظ
میرم میگم نشد
موضوع شما البته یکیش تو گوگل زدم مقاله شده
معلم : چراااااااااا ؟
یکی رو انجام بده..
سه شنبه 26 دی 1396 04:11 ب.ظ
سلام
از دیشب تا حالادریغ از یک صفحه
رفتم شیرینی خریدم
پیگیر چن تا کار شدم
یه کم حرص خوردم از دست همکار معاون
بعدش رفتم بانک
با یه جعبه شیرینی اومدم خونه
الانم درگیر پیدا کردن یه موضوع نو و تازه برای یه مقاله م
پایان نامه م موضوعش تکراریه
بهم گفتند یه فصلش مقاله کن
اما تکراریه
موضوعی به ذهنت نمیرسه؟
معلم : سلام.
اصل همون شیرینی خوردن هست..
همون موضوع ها رو که بهت گفتم انجام بده.
سه شنبه 26 دی 1396 03:51 ب.ظ
به دلم می گویم آن یوسفی که بازگشت به کنعان استثنا بود
تو غمت را بخور

سلام
معلم : سلام..
دیشب تا حالا درس هم خوندی ؟؟
سه شنبه 26 دی 1396 12:59 ب.ظ
سلام چه داستان جالبی بودمرسیراستی من برای پست قبل هم کامنت گذاشتم ثبت نشده بود
معلم : ممنون..
همه کامنت ها ثبت شده...
سه شنبه 26 دی 1396 12:52 ب.ظ
وپرسیده بودیدچرااون آدرس روواسه وبم انتخاب کردم
راستش واسه کسی اون وب روساختم که همه دنیای منه اما اون چیزی نمیدونه نوشتم هوای تو وحرف اول اسم من واونه ادامش
معلم : ممنون...
سه شنبه 26 دی 1396 12:51 ب.ظ
ستیایعنی:دنیا،بانوی فرهیخته و....
معلم : ممنون..
سه شنبه 26 دی 1396 09:47 ق.ظ
ما
روزى هزار بار میمیریم...
در آتش اگر نسوزیم،
دریا غرقمان میكند!
از آلودگى اگر خفه نشویم،
امواج از پا درمان مى آورد!
از گرانى اگر كمرمان نشكند،
امیدِ هاى واهى نابودمان میكند
ما مردمانى هستیم كه هنوز لباسِ سیاه از تنمان در نیامده،
بلاى جدید بر سرمان مى آید!
معجزه ماییم كه هنوز زنده ایم

معلم : تسلیت عرض میکنم...
چند نفر از عزیزان نفتکش ، شمالی بودند..
سه شنبه 26 دی 1396 09:46 ق.ظ
سلام صبح بخیر ... معلم تولدت مبارک ... میگم اسم نوشته های من چیه ؟؟ اتو بیوگدافی
.... اینه ؟؟ برای منم توضیح بده خب گناه دارم ....
معلم : سلام..صبح عالی متعالی..
نوشته های شما هم یه نوع اتوبیوگرافی محسوب میشه
ولی بیشتر دلنوشته است..
اتوبیوگرافی یعنی کسی که زندگینامه خودش رو می‌نویسه..
سه شنبه 26 دی 1396 09:26 ق.ظ
سلام
میدونستم اینو
معلم : آفرین...
سه شنبه 26 دی 1396 09:26 ق.ظ
سلام
میدونستم اینو
معلم : سلام بر همه چیز دان...
خوبی ستاره سهیل؟:
سه شنبه 26 دی 1396 01:04 ق.ظ
سلام دوستم خوشحال میشم به منم سربزنی
معلم : سلام بر شما
ستیا به چه معنی است؟
سه شنبه 26 دی 1396 01:03 ق.ظ
هر از گاهی
برای كسی كه دوستش داری

نشانه ای بفرست

تا به یادش آوری

که او برای تو عزیزترین ومعنای خود زندگیست
معلم : سلام بر شما...
دوشنبه 25 دی 1396 11:32 ب.ظ
خـــدایا

در این شـب زیبا

ایـمان غبار گرفته ما را

در باران رحمت خویـش پاک کن

شب تون بخیر و سرشار از

آرامش در پناه خـدا ...
معلم : آمیییییین..
دوشنبه 25 دی 1396 09:03 ب.ظ
بااجازه تون برم
شب خوش
معلم : شب خوش...
دوشنبه 25 دی 1396 08:56 ب.ظ
ممنون که هستین
امشب از این که اینجا هستم خوشحالم
ممنون
معلم : خواهش میکنم..
دوشنبه 25 دی 1396 08:49 ب.ظ
سلام .
شیتون بخیر.
من این قضیه رو پیشتر میدونستم محسن برام توضیحش رو داده بود.
در هر حال ممنونم از پستتون.
معلم : سلام بر شما
خوبید ؟
احوال چشمتان چطوره ؟
دوشنبه 25 دی 1396 08:46 ب.ظ
راستش کتاب خوندن امروز برام لذت ببخش بود
قبلا برای نمره میخوندم
اما حالا برای یادگیری
معلم : آفرین...
دوشنبه 25 دی 1396 08:36 ب.ظ
من دیر شروع کردم به خوندن
بقیه تقریبا یه ماهه شروع کردند
تازه ش من تقریبا 5ساله یعنی 7سال از درس فاصله گرفتم
فقط7 روز فرصت دارم
که روز اول به خواب عصر و الانم به نت میگذره
میخوام امشب مقاله بنویسم
البته بیشتر کپی برداری هست تا نوشتن اعتراف صادقانه)
معلم : هیچوقت برای یادگیری دیر نیست ( امید دادن در حد جام جهانی روسیه )
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30



آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
...
...