شـــیــریــن زبــانــی هــا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
نتیجه تصویری برای عصبانی
کوره آهنگری که در قدیم با ذغال سنگ و زغال چوب و در عصر حاضر با برق و نفت و گاز روشن می شود،

 برای جدا کردن آهن از سنگ و گداختن آهن به کار می رود. در کوره، آهن را تا آن اندازه حرارت می دهند که

به صورت مذاب درآید و از آهن مذاب برای ساختن آلات و ابزار زندگی استفاده می کنند.

 

برای گداختن آهن رسم و قاعده برای آن است که درجه حرارت کوره آهنگری را تدریجاً بالا می برند تا آهن سرد

به تدریج حرارت بگیرد و گذاخته و مذاب گردد. چه آهنها بعضاً این خاصیت را دارند که چنانچه غفلتاً در معرض

حرارت شدید و چند صد درجه قرار گیرند، سخت گداخته می شوند و با صداهای مهیبی منفجر شده از «از کوره در میروند»

یعنی به خارج پرتاب می شوند.

 

افراد سربع التأثر و عصبی مزاج اگر در مقابل حوادث غیر مترقبه قرار گیرند، آتش خشم و غضبشان چنان زبانه می کشد

که به مثابه همان آهن گداخته از کوره اعتدال خارج می شوند و اعمالی غیر منتظره از آنها سر می زند که پس از

فروکش کردن و اطفای نایره غضب از کرده پشیمان می شوند و اظهار ندامت می کنند.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 28 مرداد 1396
یکشنبه 1 مهر 1397 04:11 ب.ظ

Very well spoken without a doubt. !
most reliable canadian online pharmacies buy viagrow pro canadian pharmaceuticals pharmacy canada buy viagra now canadian medications canada online pharmacies reviews trust pharmacy canada reviews trust pharmacy of canada canadian pharmaceuticals stocks
دوشنبه 12 شهریور 1397 04:13 ب.ظ

Fantastic facts. Kudos!
costo in farmacia cialis generic cialis at walmart chinese cialis 50 mg india cialis 100mg cost we choice cialis uk cialis generico en mexico how do cialis pills work how do cialis pills work cialis canada on line cialis daily reviews
یکشنبه 11 شهریور 1397 10:42 ب.ظ

Fantastic data. Kudos.
we like it safe cheap cialis cialis generico cialis lowest price only now cialis for sale in us generic cialis at the pharmacy does cialis cause gout how does cialis work rx cialis para comprar preis cialis 20mg schweiz free cialis
دوشنبه 7 خرداد 1397 05:00 ب.ظ

Nicely put, Appreciate it!
prix cialis once a da we like it cialis price cialis cipla best buy cialis 20 mg cost cialis herbs cilas how do cialis pills work cialis great britain cialis reviews cialis soft tabs for sale
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 08:56 ب.ظ

Good write ups. Thank you.
cialis for sale in europa 5 mg cialis pharmacie en ligne cialis 10mg prix pharmaci rx cialis para comprar cialis uk we recommend cheapest cialis cialis 05 cialis lilly tadalafi cialis savings card cialis bula
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 05:22 ق.ظ

Whoa tons of amazing data!
buy soft viagra generic viagra viagra online doctor viagra cheap levitra buy kamagra viagra cheap generic sildenafil price on viagra cheapest place to buy viagra buy viagra nz can you buy viagra at walgreens
جمعه 17 فروردین 1397 09:00 ب.ظ

You revealed that perfectly.
cialis therapie cialis price thailand cialis ahumada cialis pills cialis 5mg billiger cialis kaufen bankberweisung cialis pills price each safe site to buy cialis online precios cialis peru deutschland cialis online
جمعه 3 فروردین 1397 05:52 ب.ظ

You said it nicely.!
cialis 5 mg effetti collateral cialis coupon cialis professional from usa side effects of cialis cialis y deporte viagra or cialis opinioni cialis generico cialis australian price compare prices cialis uk cialis generic
پنجشنبه 23 شهریور 1396 10:03 ب.ظ
I am not sure where you are getting your information, but great topic.
I needs to spend some time learning more or understanding more.
Thanks for wonderful info I was looking for this
info for my mission.
دوشنبه 30 مرداد 1396 06:31 ب.ظ
بهونه جونم ینی توهم میگی نکنم ازین کارا ولی نه ی چیزی درونم میگه انجام بده بارانا انجام بده یوهاهاهاهاا
من این فرشته آسمانی در بهمن ماه وسط بارون تو مسافرت میونه اصفهون تو شهر غریب چشم به جهان گشودم آنهم یک ماه زودتر درآن لحظه مادر و پدرم از خوشحالی سر از پا نمیشناختند
پدرم همان لحظه گفت خانمم این همان دکتریست ک جهانیان در انتظارش بودند
مادرم لبخندی زد و گفت آری صورت همچون ماهم را بوسیدند و مرا راهیه خانه کردند
درباره ی ادامه ی سرنوشت این دکتر فرهیخته هنوز اطلاعی در دسترس نیست
معلم : از دست شما....
برو بقیه حرفهات رو در پست جدید بزن...
دوشنبه 30 مرداد 1396 06:26 ب.ظ
سلام جناب بامعرفت
خوبین
چ خبر؟
معلم : سلام...
عصر بخیر...ممنون...
بفرمائید پست جدید..
دوشنبه 30 مرداد 1396 06:26 ب.ظ
میگم راس میگیاااا چ حکیمانه فرمودیااا شبشو چیکار کنم بابام با اسفالت یکیم میکنه،
خب میتونم برم خونه مام بزرگ بابابزرگم اونا پشتمن ی چن روز افتابی نمیشم تا آبا از اسیاب بیفته والا
میدونی عاقا معلم من خیلی وختا میخاستم ی بلایی سر این دخی خالم بیارم اخه ی بار دس ب یکی کردن منو هل دادن تو استخر آب ی هفته نتونسم تکون بخورم سرما خوردم
الانم نخام جبران کنم ازین موقعیتا ک گیر نمیاد
باباها بخشندن
سعی میکنم هرکاری کردم چن نفری باشه ک تنهایی گیر نیفتم
فوقش ازین ترقه کوچولوا هس ازاونا ک صداش مثه بمبه(نیشخند)ازونا کنار نامزدش بترکونم خخ
وای فک کن بابام بیاد اینجا اینارو ببینه منو تو اتاقم حبس میکنه خخخ
سعی میکنم ی شیطنت شرافتمندانه باشه اهوم بله اینه اها
معلم : از من گفتن بود...
چند روز آفتابی نشی ، نت رو چکار میکنی ؟ ؟
برو پست جدید...
دوشنبه 30 مرداد 1396 06:22 ب.ظ
تولدش میگم
در چسبوندن قاب نوشته حاجت هیچ استخاره نیست
معلم :
دوشنبه 30 مرداد 1396 06:15 ب.ظ
میگم کامنتات ب صد رسید من فرار کنم پست جدید یا باشم خخخ
معلم : صبر کن..
جهت اطلاع عکس پست هم عوض کردم هاااا
دوشنبه 30 مرداد 1396 06:15 ب.ظ
سلام دکتربارانا
مهمونی و دورهمی به شیطنته
اونم به بگو و بخند
تبریک و شاد باش..بارانا خودت کی زمینی شدی؟؟؟
معلم : هر وقت دکتر شد..
دوشنبه 30 مرداد 1396 06:13 ب.ظ
میگمااا اون چنتا نقطه چی بوداااا خیلی توجمو جلب نمویییدااا(نیشخند)
والا دست و تشویق کیف نمیده ی ترقه ایی مینی آرپیچی،قورباغه ایی سوسکی مار پلاستیکی،باید تو تولد باشه تولد همین جوری خشک و خالی
فعلنا میدونم ک نامزدشم میاد بچم از ترقه اینا میترسه(نیشخند)
خونه خالمم بزرگه و تو حیاتش جشن میگیرن
میگماااا فضا چون بازتره راه فرارو جیغ و دادم زیادتر میشه ها(نیشخند)نظرت چیه استاد؟
داییم همون ظهری اس داد ک میتونی بیای یا نه و برنامه چی داری پایه ام خخ
گفتم ببینمت اول خودتو منفجر میکنم
معلم : از من گفتن بود..
راه فرار تا همون شب جواب میده..
برای بعدش هم باید یه فکری بکنی..
توصیه میکنم به دست زدن و شادی معمول رضایت بدی..
یادت باشد جشن های بعدی هم هست هاااااااااا.
دوشنبه 30 مرداد 1396 06:08 ب.ظ
ازینجا رفتم خابم برد
اینقد خاب غذا دیدم از گشنگی داشتم تلف میشدمااا خخ
پاشدم ی عصرونه خوردم بابام میگه دختر این چندمین وعدته؟؟خخخ(نیشخند)
هیچی دیگه منم زد تو ذوقم نشستم تا اخرشو خوردم(نیشخند)
فک میکنی نع واقعا عاقا معلم فک میکنی من اون عصرونه رو بخاطر ی تو ذوقی ول میکنم محاله محال(نیشخند)
معلم : بفرما عصرونه..
پس شکمو هم تشریف داری..
دوشنبه 30 مرداد 1396 06:04 ب.ظ
سلام دوستان هم اکنون بارانای مظلوم را میبینید یخخخخهخخخخ
نخیرم هم اکنون بارانای همه چی دون رو میبینید
نخیرم برو اونور هم اکنون دکتر بارانا رو میبینید
ای بابا دعوا نکنید خودمم خخ
بح بح بهونه جونم خوبی خوشی عشرت بخیر
خدانگهدار آبجی دنیا جونم
سلام و عصر بخیر عاق معلم پا ب خیر دست ب کمر حالا بیا قر
خدامرگم نده خط رو خط شداا(نیشخند)
خب ی دفه بگو برو ی چسپم ب دهنت بزن و حرف نزن خخ
من تا بتونم میخورم مفتیه بابا همیشه ک گیر نمیاد(نیشخند)
رقصم والا بابام حساسه جلو بقیه چ جورم اصن اینو نگو ک بشنوه سه تیکت میکنه خخ میگه فقط برا بابات میرقصی خخ
قندمم در کنترله نترس خخخ
معلم : سلام..
جشن تولد به شاد بودن دور هم هست
نه رقص و زیاده روی در خوردن و ....( چند تا نقطه )
شما فقط دست بزن و تشویق کن..
دوشنبه 30 مرداد 1396 05:37 ب.ظ
سلام..عصر بخیر..خوبین همگی؟
معلم : سلام...
ممنون...عصر شما هم بخیر..
دوشنبه 30 مرداد 1396 04:36 ب.ظ
ای گفتی دنیاجونم آی گفتی خخخ
نه بابا من شوخی کردم(نیشخند) چی چی رو بگی ی قدم خیر برداشتی هاا خخ.شما نباشی نیستیم نیستم نباشی باش تا بمانیم میمانم تا باشی(نیشخند)سه بار تکرار کن خخ
قربان عاقا معلم عزیز
چشم جیغ نمیزنم فعلا خخ
من هگینجا جلو چشه همه قول میدم ک تو تولد ب جای شماهم کیک بخورم قول میدم(نیشخند)
معلم : خوش بگذره..
در خوردن هم زیاده روی نکن..
بعد نیایی بگی دلم درد میکنه..
قندم بالا رفته..
گفتن بیا برقص منم رقصیدم..بابام دعوام کرد..
اصلا لازم نیست جایی بری..
دوشنبه 30 مرداد 1396 04:32 ب.ظ
با اجازه ت من دیگه برم
باراناجان فردا بیا و تعریف کن تولد دخترخاله جان جیکارا کردی
معلم : خدانگهدار..
دوشنبه 30 مرداد 1396 04:28 ب.ظ
تولد خوش بگذره برات بارانا جان
بالاخره این آق معلم ما یه جایی برش خودش رو نشون داد
معلم : خیلی ممنون..
دوشنبه 30 مرداد 1396 04:22 ب.ظ
جییییییییییییییغ جیییییییییغ جیییییییغ یوهوووووهوووووویوهوووووووهوووو
یوهوووووووو جییییییییییییغ
مخلص باباییم هستم عاق معلم دست مریزاد احسنت مرسییییییی
اخ جووووونمیییییی جوووون بابام گف بارانا بعدا بامامانت برو کادو بخر براش
جییییییغ اخ جون تفلد چ بکنم نه ینی چقد خوش بگذره
بابام رف خابید خخخ گوشی روسینشه خابش برد خخ
اخه معلم عزیز چرا مزاحمه بابام میشی(نیشخند)
دنیاجونم کارا راست و ریس شد
بزن کف قشنگروووو جیییغ
معلم : مگه نمیگی بابات خوابه...
پس جیغ نزن..
من مزاحم بابا شدم ؟؟
میخوای بهش بگم ؟؟؟
دوشنبه 30 مرداد 1396 04:08 ب.ظ
میبینم کههههه پای باباها هم به وبلاگ کشیده شده
معلم : بعله...
ببین دختر یکی یه دونه شیطون چکارها میکنه ؟
دوشنبه 30 مرداد 1396 04:05 ب.ظ
خواهش میکنم قربان چه حرفیه میزنید
دوستان و عزیزان بارانا برای من هم عزیز هستن
والا چه عرض کنم میبینم چه هندوانه هایی هم زیر بغل بنده میزاره
والا اگر قول بده ک ظاهرا پیش شما قول داده شیطنتشو بزاره کنار من حرفی ندارم فقط نمیخام اونجا واقعا بارانا شیطنتی انجام بده.
و چون شما برای بنده قابل احترام هستید من فقط بخاطر شما بهش اجازه میدم البته بدون هیچگونه شیطنتی.
عصر خوبی داشته باشین دوست عزیز با اجازتون..
معلم : شما لطف دارید..
ایشون ظاهرا و باطنا قول داده...
چندین نفر هم شاهدند..
ان شاءالله شیطنت نمیکنه....
ممنون از شما..
دوشنبه 30 مرداد 1396 03:41 ب.ظ
سلام عرض کردم قربان حال شما؟
ظاهرا شما با بنده امری داشتین امیدوارم بارانا مشکلی ایجاد نکرده باشه چون دقیقا یاد دوران دبیرستانش افتادم که همیشه مدیرشون شخصا به خودم زنگ میزدن و بعدم حتما بارانا یه شیطنتی انجام داده بود
الانم والا اجازه نداد من بخابم گفت اول بیام اینجا
بنده در خدمتم بزرگوار
معلم : سلام...خوش آمدید..
ما از طرف بارانا خانم از شما معذرت خواهی میکنیم که مزاحم
استراحت تان شد..
ایشون قول داده دیگه شیطنت نکنه و از این به بعد دختر خوبی بشه
شما هم لطف کنید برای جشن تولد اجازه بدهید..
دوشنبه 30 مرداد 1396 03:39 ب.ظ
بابا اومده چی چی اورده
میدونی رمزشو ک عاقا معلم
معلم : میدونم...
دوشنبه 30 مرداد 1396 03:30 ب.ظ
بله عاقا معلم داشتم میگفتم من خیلی پدرمو دوس دارم عاشقشم دیگه هم ازین شیطنتا نمیکنم
تولد برام مهم نیست اصلن فقط همینکه بابام ناراحت نباشه از دستم کافیه وگرنه منو چه ب شیطنت بچگی کردم
پدرم خیلی دلرحم و مهربونه اینقد زود ادم و میبخشه ک نگو هیچی تو دلش نیست
معلم : این از اعتراف نامه ات...
بابات که اومد اعتراف نامه ات رو نشون میدم ببینم
قبول میکنه بری تولد یا نه...
دوشنبه 30 مرداد 1396 03:27 ب.ظ
یوهوووووووووو باری اومده بزنین دس قشنگرو بفرمایین تورو خدا وب رو منور کردم
همه ناهار خورده الان همه میخابن رو ناهار خخخ
ولی بنده همیشه بیدارم..
ظهر و کمی تا قسمتی عصرتون بخیر
عاقا من برم رو مخه پدرگرام بیاد وبت
میگم بابا عاقا معلم باهاتون کار داره
میدونی که عاقا معلم اممم اوون اهاااا همووون خخ

معلم : عصر بخیر...
برو ببینم چکار میتونی بکنی..
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:01 ب.ظ
جییییغ جیییغ جیغغغغغ بابا اومده چی چی اورده خخخ بابام اومد من برم ناهار اخ جوووون
بمیرم بچم چ ذوقی کرده خخخ
معلم : نوش جان...
ناهار بخور زود بیا...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30



آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
...
...