شـــیــریــن زبــانــی هــا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
نتیجه تصویری برای روز معلم
روز کارگر هم مبارک باد....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396
یکشنبه 26 شهریور 1396 01:02 ق.ظ
Hello! Quick question that's entirely off topic.
Do you know how to make your site mobile
friendly? My weblog looks weird when browsing from my iphone4.
I'm trying to find a theme or plugin that might be able to fix this issue.
If you have any recommendations, please share. Many thanks!
دوشنبه 13 شهریور 1396 08:45 ب.ظ
I got this web site from my pal who told me concerning this website
and at the moment this time I am browsing this
website and reading very informative articles or reviews at this time.
دوشنبه 30 مرداد 1396 05:10 ب.ظ
Pretty nice post. I just stumbled upon your weblog and wished to say that I have truly enjoyed browsing your blog posts.

After all I'll be subscribing to your rss feed and I hope you write again very soon!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 06:36 ق.ظ
Hello there! This is kind of off topic but I need some guidance from an established blog.
Is it very difficult to set up your own blog? I'm not very techincal but I can figure things out pretty quick.
I'm thinking about creating my own but I'm not sure where to start.
Do you have any tips or suggestions? Many thanks
سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 12:05 ب.ظ
آقا معلم
روزت مبارک
معلم : سلام....
ممنون...
سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 07:26 ق.ظ
پادشاهی پسر به مکتب داد
لوح زرینش به کنار نهاد
بر سر لوح او نوشنه به زر
جور استاد به زمهر پدر
.....................
روزت مبارک استاد
معلم : سلام...
ممنون...
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 10:05 ب.ظ

فروغ صبح دانایی انیس روز نادانی
چگونه پاس دارم تو را اینک که می‌دانم
خدا هم نیز چون من تو را بسیار دوست می‌دارد
من هم چون خدایم تو را دارم
با سپاس بی حد...

تقدیم به شما و تمام معلمانی که حق به گردنمون دارند
معلم : ممنون.....
بر شما هم مبارک...
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 09:18 ب.ظ
دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد .
معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد،
زیرا با وجود این که پستاندار عظیم‌الجثه‌اى است، امّا حلق بسیار کوچکى دارد .
دختر کوچک پرسید: پس چه طور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکی غیر ممکن است .
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم.
معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟
دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید
معلم : احسنت....
البته شاید از لحاظ علمی بشه سر این موضوع بحث کرد..
چون توی قرآن کلمه حوت نوشته شده..
حوت هم بر خلاف کلمه سمکه ، به ماهی های عظیم الجثه
اطلاق میشه که نهنگ یکی از اونهاست...
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 07:36 ب.ظ
سلام

http://uupload.ir/files/27la_۲۰۱۷-۰۵-۰۱-۱۹-۳۵-۰۰-۱۴۶.jpg
معلم : سلام بر شما...ممنون...
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 06:31 ب.ظ
آورین آقا معلم :

گل گفتی آی گل گفتی مثل یه بلبل گفتی ..

جواب عالی دادی غنچه بودی شکفتی
معلم : تشکر نفرمایید...
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 06:22 ب.ظ
خب دیگهههههه
با اجازه تون من برم پی کارم....
این نت بدجور اِماره بیکار کِله هکارده
اینتی نوونه بِله اتا فکر اساسی هکانیم شه نت بیموئن وسه.....
معلم : بسلامت...
برو پی کارت..
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 06:10 ب.ظ
نه گل من کم نمیاد ..

اگر جوک در ثریا هم باشد ; خانوم توت فرنگی از دیار بلاگفا بدان دست میابد ...

کمک به خلق از صفات بارز منه
معلم : اگر در ثریا نبود خودمون می سازیم...
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 05:54 ب.ظ
اما انصافا به لطیفه های یاسمینا جون حسابی میخندم
خیلی باحالن.....
یاسمینا جون کلا طنازه
معلم : خدا برات نگهش داره..
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 05:48 ب.ظ
میگم یاسمینا جون یه وقت جوک دونی و تو و آقا معلم کم نیاد بسکه تعریفشون میکنین
معلم : جوک دونی من که کم نمیاد...
بقیه رو نمیدونم..
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 05:40 ب.ظ
بر منکرش لهنت
معلم :
شما چون لهجه دارید به لعنت میگید لهنت؟؟
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 05:27 ب.ظ
ممنون یاسمینا جون
ابجی دنیات کم کسی نیست که کامنتاش قشنگ نباشن
معلم : والاااااااااااا...
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 05:11 ب.ظ
آجی دنیای عزیز این کامنت شعری که از استاد سپهری گذاشتین عالی بود

هر چن دوتا کامنت من پارازیت انداخته بینشون

قبلش میخواستم بگم :

دوستانی که متن طولانی میذارید
.
.
.
اگر ما توانایی و حوصله خوندن داشتیم صنعتی شریف قبول میشدیم ..

با تشکر مراعات کنید ..

ولی وقتی خوندن دیدم واویلاااااااا چقد زیباس ..

اصن تا دلتون میخواد کامنت طولانی بزارین

تا باشه از این کامنتا باشه
معلم : ما حواسمون به تنبل ها هست...
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 05:04 ب.ظ
برا من هم تازگی داشت و هم به نظرم خیلی قشنگ بود .....
معلم : ممنون از شما...
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 04:59 ب.ظ
جفر زنش گم میشه ..
میره آگاهی، مأموره میگه : نشونی هاشو بده

جفر میگه: نشونی یعنی چه؟

ماموره میگه: مثلا: قدبلند، چشم رنگی، موطلایی، پوست روشن،...

جفر میگه: هاااااان خودشه
همین خوبه
همینو برام پیداکنین.!!
معلم :
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 04:58 ب.ظ
روزی شخصی نزد حکیمی آمد و گفت: من ناراحتم!
حکیم گفت ناراحت نباش!

آن مرد دیگر ناراحت نشد . .





خدایی بگین چرت بود دیگه روایت تکان دهنده نمیگما!
معلم : خدایی خیلی تکون خوردیم...
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 04:57 ب.ظ
پدرش بعدِ سلام،
گفت : لطفی بکنید،
و حسن را بسپارید به ما ”
گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟
گفت : این خنگ خدا
وقتی از مدرسه برمی گشته
به زمین افتاده
بچه ی سر به هوا،
یا که دعوا کرده
قصه ای ساخته است
زیر ابرو وکنارچشمش،
متورم شده است
درد سختی دارد،
می بریمش دکتر
با اجازه آقا …….
چشمم افتاد به چشم کودک...
غرق اندوه و تاثرگشتم
منِ شرمنده معلم بودم
لیک آن کودک خرد وکوچک
این چنین درس بزرگی می داد
بی کتاب ودفتر ….
من چه کوچک بودم
او چه اندازه بزرگ
به پدر نیز نگفت
آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم
عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم
من از آن روز معلم شده ام ….
او به من یاد بداد درس زیبایی را...
که به هنگامه ی خشم
نه به دل تصمیمی
نه به لب دستوری
نه کنم تنبیهی
***
یا چرا اصلا من
عصبانی باشم
با محبت شاید،
گرهی بگشایم
با خشونت هرگز...
با خشونت هرگز...
با خشونت هرگز...
*سهراب سپهری*
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 04:56 ب.ظ
خیلی خوبه که توی سریالای ایرانی روی آرم ماشین چسب میزنین تا تبلیغ نشه ..


من خودم بنزِ چسب خورده میبینم کاملا با پراید اشتباه میگیرم ...
معلم : این دیگه مشکل خودته...
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 04:55 ب.ظ
به جفففر میگن به زلزله ‌زده ها نمیخوای کمک کنی؟!


میگه: نه دستم تنگه ان شاء الله زلزله بعدی
معلم : باعععععععع...
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 04:55 ب.ظ

سخت آشفته و غمگین بودم…
به خودم می گفتم:
بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم میگیرند
درس ومشق خود را…
باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم
و نخندم اصلا
تا بترسند از من
و حسابی ببرند…
خط کشی آوردم،
درهوا چرخاندم...
چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید
مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !
اولی کامل بود،
دومی بدخط بود
بر سرش داد زدم...
سومی می لرزید...
خوب، گیر آوردم !!!
صید در دام افتاد
و به چنگ آمد زود...
دفتر مشق حسن گم شده بود
این طرف،
آنطرف، نیمکتش را می گشت
تو کجایی بچه؟؟؟
بله آقا، اینجا
همچنان می لرزید...
” پاک تنبل شده ای بچه بد ”
" به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"
” ما نوشتیم آقا ”
بازکن دستت را...
خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم
او تقلا می کرد
چون نگاهش کردم
ناله سختی کرد...
گوشه ی صورت او قرمز شد
هق هقی کردو سپس ساکت شد...
همچنان می گریید...
مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله
ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد
زیر یک میز،کنار دیوار،
دفتری پیدا کرد ……
گفت : آقا ایناهاش،
دفتر مشق حسن

چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود
غرق در شرم و خجالت گشتم
جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود
سرخی گونه او، به کبودی گروید …..
صبح فردا دیدم
که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر
سوی من می آیند...
خجل و دل نگران،
منتظر ماندم من
تا که حرفی بزنند
شکوه ای یا گله ای،
یا که دعوا شاید
سخت در اندیشه ی آنان بودم
معلم : این متن رو چند بار تا حالا خوندم...
ممنون...
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 04:33 ب.ظ

معلمی شغل نیست؛ معلمی عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده ای،
رهایش کن و اگر عشق توست مبارکت باد. (شهید رجایی )
.......... ....
معلم هدفت عشق است و ایثار
هزاران خفته از عشق تو بیدار
روزت مبارک
معلم : ممنون...
بر شما هم مبارک...
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 04:04 ب.ظ
راستی شما از دردونه خبر ندارین؟؟؟
مدتیه پیداش نیست....
کلا دوستان عادت کردن که آدم براشون دلشوره بگیره.
یه روز داداش روح اله غیبش میزنه
دیروز شما غیبتون زده
الانم که دردونه ....‌
حالا فردا نوبت کیه الله و اعلم.....
معلم : کامنتهای وب خودش رو تایید کرده..
به وب من هم نمیتونه کامنت بده..
خبر جدید ندارم...
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 03:58 ب.ظ
آقا چرا منت فاطمه جون رو میکشی.
ادرس بده خودم یه جوراب نفیس بفرستم براتون
شمالی جماعت یعنی دست و دلبازی
معلم : شما که لطف داری...
میخوام یه مو از خرس بکنم...
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 03:54 ب.ظ
فعلا با اجازه
برم ببینم چی میتونم پیدا کنم برا معلم اسما بگیرم
نه که تدریسش خیلی عالی بوده
روز خوش
معلم : گدا دست به جیب میشود...
امشب در سینماهای تبریز...
همون عکس پورشه رو بهش بده سورپرایز ش کن..
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 03:51 ب.ظ
اونم اینه که زبون بختیاری رو نتونم یاد بگیرم که هییییییچ مازنی هم یادم بره
معلم : آخرش یه چیز یاد میگیری دیگه...
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 03:49 ب.ظ
تو کلاس زبان داداش مراد شرکت کردم
به گمونم شاگرد آخر کلاس میشم
ففط از یه چیز میترسم......
معلم : زبان لری؟؟:
از چی ؟ ؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30



آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
...
...