شـــیــریــن زبــانــی هــا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
نتیجه تصویری برای تولد پیامبر اکرم
نتیجه تصویری برای هفته وحدت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 12 آذر 1396
Afbeeldingsresultaat voor ‫مرغ آمین‬‎
گویند مرغی است بنام آمین
مرغی آسمانی...در بلند ترین نقطه آسمان
آنجا که به خدا نزدیکتر است می پرد و سخن می گوید
او شنوا ترین موجود هستی است..
هر چیز را که می شنود دوباره بنام فرد گوینده
آن را تکرار می کند و آمین می گوید
این است که همه آیین ها میگویند
مراقب کلامت باش....
این است که می گویند تنها صداست که می ماند..
این است که میگویند دیگران را دعا کنید..
این است که اگردیگران را نفرین کنیم روزی خود ما
دچار آن  خواهیم شد..
مرغ آمین
هر آنچه که بگوییم را
با اسم خود ما جمع میکند و به خداوند اعلام می کند
آن گاه در انتهای جمله آمین میگوید...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 4 آذر 1396
Afbeeldingsresultaat voor ‫والدین‬‎
فراموش نکن
تمام سرمایه زندگی ات
دعای خیر والدین است
اعجاز جمله معروفشان" دستت به خاک بخورد طلا شود"
ر ادست کم نگیر ..
دوستت دارم هایت را از آنها دریغ نکن..





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 آبان 1396
Afbeeldingsresultaat voor ‫ماهی اکسوتل‬‎
ماهی اکسوتل
هم دست و پا داره هم لبخند میزنه...

https://www.aparat.com/v/peDSj/%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA%D9%84_%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7_%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA_%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%AF%D8%B3%D8%AA_%D9%88_%D9%BE%D8%A7




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 21 آبان 1396
نتیجه تصویری برای بوق سگ
می‌دانید که بازار در ایران از جایگاه خاصی برخوردار بوده و است . بازارهای ایرانی که خاص فرهنگ ایران است معمولاً شامل
دو محور اصلی
عمود بر هم بود که در وسط به هم رسیده و «چهارسوق» اصلی یا بزرگ را می‌ساختند. بازار بسته به بزرگی و کوچکی اش و تعداد بازاریانِ
شاغل در آن می توانست چندین چهارسوق فرعی و کوچک نیز داشته باشد. اما ورودی و خروجی این بازارها منحصراً از دو سر محورهای اصلی بود.
با این تعریف بازارهای سنتی ایرانی دارای چهار مدخل می‌شود که در دو انتهای دو محور اصلی واقع بوده که با درهای بزرگ چوبی بسته می‌شد.
حفاظت از این بازارها البته کاری مهم و درخور توجه بود. اگرچه هر حجره با دری چوبی بسته می‌شد، اما این درها از امنیت مطلوبی برخوردار نبوده
و به راحتی می‌توانستند شکسته شوند. از این رو امنیت بازار وابسته به درهای اصلی و نگهبان بازار بود. این نگهبانان از سر شب (دم اذان مغرب)
تا دم صبح (بعد از اذان صبح) موظف به پاسداری از بازار بوده و مرتباً در طول بازار در حال گشت زنی بودند. اما از آنجا که بازار بزرگ بوده و امکان
بازبینی همه جای آن غیرممکن بود، نگهبانان، سگانی درنده و گیرنده داشتند که به «سگ بازاری» موسوم بودند. این سگان غیر از مربی خود
هر جنبده‌ای را مورد هجمه قرار داده و پاچه می‌گرفتند. از این رو با نزدیک شدن مغرب و بسته شدن درهای بازار و طبعاً رها شدن سگهای بازاری،
نگهبانان در بوقی بزرگ که؛ از شاخ قوچ ساخته می‌شد و صدایی پرطنین و گسترده داشت؛ می دمیدند که یعنی در حال باز کردن سگان و
رها کردنشان در بازار هستیم، زودتر حجره ها را تعطیل کرده و از بازار خارج شوید. به این بوق که سه بار با فاصله زمانی مشخصی نواخته می‌شود
«بوق سگ» می‌گفتند. این بود که مشتری آخر شب نیز جونش پای خودش بود! یعنی اگر با شنیدن بوق سگ از بازار خارج نشده و حالا هر آن
ممکن است مورد هجوم سگان درنده بازاری قرار بگیرد.
حال هرگاه کسی تا دیروقت به کار مشغول باشد و یا دیر به خانه برگردد می‌گویند تا بوق سگ کار کرده یا بیرون از خانه بوده است.
همچنین افرادی را که زود عصبی شده و پیش از پرس و جو و کشف حقیقت به پرخاش می‌پردازند را سگ بازاری می‌گویند که
قدرت تشخیص دزد از بازاری را نداشته و بی علت پاچه افراد را می‌گرفتند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 12 آبان 1396
نتیجه تصویری برای پیرزن
مادربزرگ ادبیات مخصوص به خودش را داشت. به همبرگر میگفت همبرگرد
به سطل سلط ، به کبریت کربیت
زبانش نمی چرخید خب...
برای احوالپرسی زنگ میزد می گفت : زنگ زده ام حالت رو بگیرم
هیچوقت عادت نکردم به این جمله...
بعد از شنیدنش لبخند میزدم ، حالم خوب میشد.
زنگ زده بود حالم رو بگیره ولی قصدش حال پرسیدن بود...
بر عکس بعضی آدمها که زنگ میزنند حالت رو بپرسند ولی حالت رو میگیرند..





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 4 آبان 1396
نتیجه تصویری برای کفگیر ته دیگ خورد

در زمانهای قدیم كه مردم نذر می كردند و غذا می پختن ، مردم برای گرفتن غذای نذری صف می كشیدند .

از آنجا كه جنس كفگیرها فلزی بود وقتی به دیك می خورد صدا می داد .

هنگامی كه غذا در حال تمام شدند بود و پلو به انتها میرسید این كفگیر در اثر برخورد به دیك صدا می داد

و آشپزها وقتی كه غذا تمام میشد كفگیر را ته دیك می چرخاندند و با اینكار به بقیه كسانی كه در صف بودند خبر میدادند كه غذا تمام شده است .

كم كم این كار بصورت ضرب المثل در آمد و وقتی كسی از آنها سوال می كرد كه غذا چی شد .

می گفتند از بدشانسی وقتی به ما رسید كفگیر به ته دیك خورد(یعنی غذا تمام شد ) .

 

 

امروزه از این ضرب المثل موقعی استفاده می شود كه می خواهند به فردی بگویند دیر رسیده

و دیگر مثل قبل توانائی یا ثروت قبلی را ندارد و قادر به كمك كردن به او نیستند .






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 25 مهر 1396
Image result for ‫پشمک‬‎
پشمک حجم دارد....اما یه لقمه بیشتر نیست..سیر نمیکند..
مال حرام هم مثل پشمک است...ظاهرش زیاد است اما برکت ندارد...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 19 مهر 1396


( کل صفحات : 27 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
...
...